امشب رفته بودیم هیئت
منو مامانمو زنداییم نشسته بودیم کنار هم
یهو عمه زنداییم اومد با عروسش
بعد دیدم عمه زنداییم همش به من نگاه میکنه بعد آروم جوری که عروسش نشنوه به زنداییم میگه حیف شد چرا نگفتی
بعد که عمه زنداییم و عروسش رفتن
زنداییم به مامانم گفت عمم دخترتو واسه پسرش میخواست ولی من بهتون نگفتم😐
بعد مامانم گفت چرا نگفتی زنداییم گفت گفتم شاید چون سنش کمه دخترتو ندی
بعد زنداییم گفت پسره از همه لحاظ خوب بوده ولی تازگیا نامزد کرده همون دختره ام که با عمش اومده بود عروسش بوده
شاید من میخواستم بله بگم واقعا چرا نگفته؟
کاری ندارما ولی دختره خیلی بیشتر از سنش به قیافش میخورد