چون دوست داشت خواهرشوهر خودشو بده به شوهرم هرکاری کرد شوهرم خوشش نیومد
حتی شبی اومد خاستگاریم تکه پروند رفتیم خرید نامزدی گفت مطمئنی همو میخواین😐😂میخواست پشیمونم کنه
امروز نذری بود
نمیدونم چند کیلو پیاز بود شاید ۲۰کیلو بیشتر ذره ذره پاک کردم خودم خورد کردم چشمام پف کرده بود
بعد من برا امام حسین کردم کاری به کسی ندارم
یهو شنیدم داشت به اون یکی خواهرشوهرم میگفت همرو اون جاریم خورد کرد خیلی زحمتکشید😐😐😐😂😂😂
نمیدونم چرا اینطوری میکنه منم هیچی نمیگم ن باهاش تعریف میکنم نه کل کل
فقط یکبار نمیدونم سرش خورده بود به جایی گفت تو عاقلتری تا جاریت دوس دارم اگر اشتباهی ازش دیدی نصحیتش کنی