سلام میشه خواهرانه راهنمایی ام کنید؟۱۷ ساله ازدواج کردم ۲تا بچه دارم یه ۱۵ساله یه ۱۳ ساله شوهرم همیشه رو سایلنته هیچی نمیگه هیچ حرفی نمیزنه فقط وقتی مجبور بشه حرف میزنه رابطه مون هم کلا ۱دقیقه اس من برعکس خیلی شیطون شاد سرزنده ام نیاز دارم با شوهرم حرف بزنم بگم بخندم ولی اون همیشه ساکته سرش تو کار و بیاد خونه هم تو گوشیه به خاطر مشکل اش رابطه مون هم خیلی بی روحه چون نهایت میشه ۱دقیقه البته اون راضیه ولی من نه حس میکنم قلبم مرده نیاز دارم با یکی حرف بزنم با یکی دیوونگی کنم بخندم زندگی کنم ولی کنار این دارم هر روز ناامید تر میشم هرچی بخوام میخره خونه ماشین طلا همه چی به نام خودم ولی اصلا انگار وجود نداره من نه ازش محبت میبینم نه رابطه داریم نمیتونم جدا شم چون بچه هام خیلی بهم وابسته ان ولی دیگه دارم به خیانت فکر میکنم رسیدم به ته دنیا😭
هم سنیم،انقد بهت حق میدم...کاش بفکر درمان باشه همسرت،بعنوان یک زن عمیقا درکت میکنم عزیزم،ولی سعی کن ...
فدات بشم مرسی از دعای خیرت ولی میدونی نمیتونم جدا شم یه بار اسم جدایی آوردیم بچه ها بیمارستان بستری شدن از شوک عصبی ولی منم آدمم چه جوری خودمو گول بزنم؟منم نیاز دارم نمیتونم چشمامو ببندم بگم هیچ مردی تو دنیا نیست
مرد خوبیه خیلی خوبی ها داره ولی انگار نیست هیچ رابطه ای نداریم هیچ وقت با هم نیستیم هیچ حرفی نمیزنه ...
همسر منم تا حدی همینه با یکم کله شقی و لحبازی و خودخواهی...اگر شاغلی شرایطتت راحتتره حداقل...الان همه چی درمان داره پیگیر جدی باش اگر مشکلت فقط رابطه هست بلحاظ عاطفی هم ممکنه روحیاتتون متفاوت باشه اینم بپذیر ولی خواسته هاتو بهش بگو متاسفانه همسرمنم کلامی ضعیفه ولی من سعی کردم بپذیرم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
با هوش مصنوعی صحبت کردم میگفت خودت خودتو بغل کن با خودت تو آینه حرف بزن خودتو آروم کن بخند ولی نشد بیشتر گریه ام میگرفت حس میکردم دیوونه شدم 😭میدونم باید به خاطر بچه هام از خودم بگذرم ولی نمیدونم چه جوری نیازمو سرکوب کنم چه جوری حس نیاز به آغوش ساده مردانه رو توی خودم بکشم؟😭
همسر منم تا حدی همینه با یکم کله شقی و لحبازی و خودخواهی...اگر شاغلی شرایطتت راحتتره حداقل...الان ه ...
من شاغل نیستم نمیزاره برم سر کار همسر من مشکل داره رابطه مون کلا ۱ دقیقه اس خودش راضیه ولی من هیچ وقت دوست ندارم باهاش باشم دنبال درمانم نیست میگه خوبه نیاز عاطفی نیاز به صحبت نیاز به دیده شدن هیچی هیچی انگار وجود نداره فقط کارت عابر بانکه
فدات بشم مرسی از دعای خیرت ولی میدونی نمیتونم جدا شم یه بار اسم جدایی آوردیم بچه ها بیمارستان بستری ...
یمدت تمرکز نکن روی این موضوع،شده یمدت نیازتو کنترل کن یه چیزایی بخور کم بشه مثلا،توی سن بحرانی هستن بچه هات،الهی بهترین راه جلوت دربیاد انشالله همسرت هم متوجه بشه خودش
عزیزم خیلیییییی سختهدرکت میکنم هر چی تلاش کنیم باز فکرو خیال ول نمیکنهبا یه دقیقه چطور رفته خیانت کر ...
این که زیاددد خطا کرده ولی منظورم از خیانت خودم بود که به فکر افتادم برم یه جای دیگه نیازمو پیدا کنم حتی نیاز به حرف زدن با یه مرد به خدا نیاز فقط جنسی نیست اینکه تو از طرف یه مرد تشویق بشی تایید بشی دیده بشی باهات حرف بزنه خیلی حس خوبیه همش که نمیشه با دوستات باشی با خانوادت باشی آخرش نیاز به وجود یه جنس مخالف هست اصلا ما چرا ازدواج میکنیم؟😭