امروز دوازدهمین ۱۴تیرماهی که میبینم ولی بدون تو
خیلی وقتا که تنهام توی سختیا میون گریه ها حتی وسط شلوغی ومهمونی نبودت قلبمو به اتیش میکشه
یادم نیست چندبار توی بغلت خوابم برده
یادم نیست با لالایی منو میخوابوندی یا زمزمه های ارومت منو به خواب میبرد
یادم نیست چندبار عصبانیت کردم و بعدش پشت دراتاق قایم شدم ازترس تا منو نزنی
من هیچی از تویادم نیست و اینطوری دلتنگم؟
ولی یادمه اولین بار که یادگرفتم اسمت روبنویسم نبودی
اولین بارکه یادگرفتم کتاب قصه بخونم نبودی
یادمه اولین بار که سرصف بدون استرس وترس نمایش اجرا کردم توخونه منتظرم نبودی که بیام برات از تپش قلبم بگم
یادمه تولدم شد وتونبودی مامان
دختر خوبی نیستم؟ نه مامان نیستم
حتما نیستم که تنهام گذاشتی نیستم که اشکامو پاک نمیکنی
نیستم که برام دعانمیکنی
مامان یعنی واقعا میشه الان صدامو بشنوی؟؟ میشه بغلم کنی تاصبح بخوابیم؟؟
مامان نیستی اما تولد۴۰سالگیت توی اسمونا مبارک🖤🥲