من یه دختری بودم ک بدون اجبار میخوندم و هیچ ذهنیتی از کنکور نداشتم
توی شهر ما ک خیلی کوچیکه انگار رسمه همه سال سوم چهارم قبول بشن انقد نا امیدن و روش هاشون نا درسته
از جمله خودم
من دوستم از نهم اما کنکور شد و سال اول دندون اورد
من هیچ ذهنیتی از کنکور نداشتم با اینکه همه خواهرا و برادرام دانشجو رشته های خوبی بودن اما راهنمایی نکردن
حتی برای دبیرستان منو دیر ثبت نام کردن و باعث شپن با معدل بالا نتونم مدرسه نمونه ای میخوامو برم
از سال 1401تا الان پشت کنکورم اما 1403تازه جدی هدفمو پیدا کردم
و همه فکر میکنن ک من خیلی درس خوندم درحالی ک اصلا اینطور نبود
استادای خوبی هم نداشتم یهو منو انداختن توی کنکور
خودمم ارادم ضعیف یود
نگاه های بقیه و انتظارات بالاشون باعث شده افسرده بشم
نامزد سابقم هم سالی یبار میگه قبول شدی یا نه. من بلاکش میکننم اما خیلی حرص میخورم
نمیدونم مقصر من بودم
انگار توی سیکل معیوب افتادم که تنها راهش قبول شدنه پزشکیه
تا بتونم نگاه ینگین بقیه رو خنثی کنم
خیلی حالم بده
نمرات امسالم ایناس
زیست 19
شیمی۱۷.۵
فارسی17.5
فیزیک17
هویت18.5
ریاضی16
دینی17
سلامت15.5
زبان۱۲.۵
حالم خرابه با اینا تراز جالبی نمیگیرم حتی اگه کنکورمو بترکونم پزشکی دولتی نمی یارم
از طرفی نمیتونم دوباره بمونم پشت کنکور خونواده نمیذاره