پسره خیلیییی خسیس بود مثلا یه پیراشکی میخرید میخورد بعد میومد دنبال من بقیه پیراشکی دهنی خودشو میداد من میگفت بخور😑
حتی نمیکرد مثلا دوتا بخره
یا میرفتیم بیرون میگفت یه بار تو حساب کن یه بار من
بعد من رفتم حساب کردممم دم صندوق اون وایستاده بود حساب کردن منو نگاه میکردددد😭🤣
کات کردم باهاش خداروشکر ولی خیلی سم بود
هر سه ماه یه بارم بهم پیام میده برگرد تروخدا دوست دارم فلان