2777
2789

لطفا نگید چرا خواهرت خودش تاپبک نمیزنه و...🥲🥲

چون حال خوبی نداره منم وقتی میبینم حالش بده اعصابم


 خورد میشه😪 ۱ سال و نیمه ازدواج کردنه 

دامادمون تو دوران نامزدی و عقدد انقدددد خواهرمو دوست داشت انقد قربون صدقش میرف که همه تعجب


 میکردن تو محضر دامادمون جلو همه گف  یاس (اسم خواهرمه) حکم پدرمو داره خیلی دوست داشت آبجیمو




خلاصه بعد ازدواج دامادمون کلا عوض شد وقتی میرف سرکار زنگ نمیزد بع آبجیم ،،،به خواهرم  میگف از زندگیم


 برو

برو درخواست طلاق بده ،من از تو بچه نمیخوام ،حالم ازت بهم میخوره خواهرمم چیزی نمیگف ...😪😪😪


اونسری خواهرم خواب بود ساعت ۷ صبح خواهرمو از خواب بیدار کرد گف پاشو،،، یاس (اسم خواهرمه)گف چرا میخوایم بریم مسافرت؟؟؟ شوهرش گف نع میخوام ببرمت خونع بابات بدم میاد ازت🥲🥲🥲

خلاصه خواهرمو هی می اورد قهر دوباره میومد معذرت

 خواهی 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

نزار،چون تو زندگیشون نیستی و نمیدونی کامل

حتی اگه خود خواهرت تعریف کنه از طرف خودش میاد تعریف می‌کنه نظر شوهرش رو نمی‌دونیم


مخالف حضور پرنسسعلی ها(اقایون)در اینجا هستم بای،هر کی با حضور این عنتر نچسب ها موافقه ریپلای نکنه تا مورد الفاظ رکیک قرار نگیره.

خلاصه اونسری خواهرمو سر شبی اورد درخونمون 

خواهرمم با گریه اومد داخل 

بعد چند روز ابجیم به شوهرش زنگ زد گف برگرد من دوست دارم و...شوهرش بعد ۱۰ روز اومد دنبالش

بعد چند روز زیر سرش بلند شد که وقتی ابجیم خونه ما بود دامادموت با ۳تا زن متاهل رابطه داشته 😐😐😐😐

دوباره بحث شون شد پسره گف برو از زندگیم آبجیمو زد ،،ابجیم و ساعت ۴ صبح اورد در خونه گف



 گمشو از ماشینم پایین کلی فحش داد به بابام 

به ابجیم گف بابات ....منو میخوره

(سر صبحی همسایه ها بیدار شدن)😐

مامانمم حرفاشونو شنید ۳ بار زد توصورت دامادمون 

دوباره ابجیم زنگ زد بهش گف بیا



 برگردیم بهم ما تازه ۱سال ونیمه ازدواج کردیه نمیشه طلاق بگیریم 

دوباره پسره برگشت معذرت خواهی کرد گف من زندگیمو دوست دارم 

خلاصه خواهرم دیشب فشارش ۱۸ بوده حمله پانبک بهش دست داد بیهوش شد شوهرش بهش گفت فقط اوردمت دکتر که شر خانوادت نگیرم وگرنع واسم مهم نیستی الانم آبجیم بین ۲راهی گیر کرده چون شوهرشو خیلی دوست داره متاسفانع... 🥲🥲



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792