خانومای عاقل بیاید، ببینید شوهر من ی دوست صمیمی داره ک از برادر هم بهم نزدیک تر بودن بخاطر هم هرکاری میکردن
این رفیق شوهرم ی مرد سربه زیرو و پاکدامنه ک هیچوقت ازش چیز بدی ندیدم همه ام قبولش دارن تو این مورد اما شوهر من هرزه و هیز و خراب و خیانتکار 💔 خلاصه این دوستش یک شهر دیگه زندگی میکرد ی سه سالی هست برگشته و انقد شوهرمو نصیحت کرد و تحت تاثیر قرار داد که شوهر منم مدتیه چیزی ازش ندیدم بهش هم اعتماد ندارم ها هزاران بار بهش شک کردم هنوزم دارم دست خودم نیست اما خب گفتم ک مدتیه چیز خاصی ندیدم چون کاملا عوض شده دیگه حتی مثه قبل ب خودش نمیرسه قبلا انگار هر روز میخواست بره عروسی انقد ک ب خودش میرسید هر هفته لباس میخرید
خلاصه من هروقت از شوهرم با میگفتم این دوستش میگفت اینجوری نگو فلانی خیلی. مرد خوبیه و قدرشو بدون و ازین حرفا اصلااااا نمیزاشت من یه کلمه بد بگم از شوهرم ب شدت ناراحت میشد
الان دعواشون شد حالا شوهر من یکم بیشتر مقصره دعوای خییییلی بدی کردن بمن زنگ میزنه هرچی از دهنش در میاد میگه به شوهرم و میگفت بهش گفتم تو فقط ب درد این میخوری ک پولاتو برا زنا و دخترای خراب خرج کنی ماشین مدل بالاتو بدی دستشون داغون کنن و کلی ازین حرفا حالا ی سوال دارم ازتون