۹ ماهه رفته آلمان تا من بعد با الحاق برم
میگه نمیدونم چرا هر چی ایرانیه اینجا وقتی زناشونو آوردن زنه طلاق گرفته رفته
گفتم مثلاً کیا؟گفت توی محیط کارم چند تا از مردا گفتن یا پسر عموی خودم
داشت غیر مستقیم به من اشاره میکرد
تقریبا هم همیشه ترس اینو داره که بهش خیانت کنم در صورتیکه چشمم غیر خودش کسی رو نمیبینه..
از ترس اینکه مشاور نظرمو راجب شوهرم تغییر بده اجازه نمیده واسه مشکلات شخصیمم برم پیش روانشناس و خودش گفت میترسم تو رو ازم بگیرن
الانم مدام اینو بهم گوشزد میکنه و داستان جدایی بقیه رو میگه مثلاً وقتی زنشون اومده طلاق گرفته
چطور خیالش رو راحت کنم ؟