2777
2789
عنوان

حرف آخرش

111 بازدید | 3 پست

روز آخر که رفتم باهاش حرف بزنم برگرده به زندگی،

خیلی فحش داد؛

بعدش گفت مهریه‌تو ببخش تا برگردم!

منم در ماشین رو باز کردم و هر کار کردم نمی‌رفت پایین.

هی نگام می‌کرد.

منم انقد عصبی شده بودم، نمی‌دونستم دارم چیکار می‌کنم؛

ماشین رو روشن کردم و اونم خیالش راحت شد که هنوز نشسته پیشم؛ یادم نیست چی گفت که باز عصبی شدم و زدم کنار و دیگه واقعا پرتش کردم بیرون.

بعدش هی زنگ می‌زد، هی زنگ می‌زد!

تو زنگا گفت من هنوزم دوستت‌دارم؛ ولی می‌خوام منطقی تصمیم بگیرم.


به نظرتون راست گفت؟

تموم شده؟ 

بیخیال

خب چجوری بگم، پوسته‌‌ی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز