2777
2789
عنوان

میترسم امشب آبروریزی بشه

631 بازدید | 33 پست

من چهارشتبه عقدم بود محضری

ما رسم داریم شام مهمون خانواده داماد باشیم 

ولی دعوتمون نکردن ‌قرار بود دیروز دعوت کنن که فامیلای خودشون جنع شدن و بزن و برقص داشتن 

خاستن خانواده منو هم دعوت کنن اما هم من هم مادرشوهرم گفتیم چون شلوغه ممکنه معذب باشن و دیگه به خانواده من نگفتن

مامانم میگه به ما بی احترامی کردن که نگفتن دیشب و ...

الان پدرشوهرم زنگ زد و دعوت کرد واسه امشب و واسشون توضیح داد که گفتیم شاید معذب باشید واسه همین نگفتیم به شما

مامانم گف میخوام دیر برم ساعت ۱۰و اینا و ۱۱برگردم 

و سردباشم باهاشون و حوصلشونو ندارم و به ما بی احترامی کردن و....

میترسم بحث و دعوا بشه امشب 

توروخدا بگید چیکار کنم دیوونه شدم بین این همه حرفای خاله زنکی

بعد مامانم زنگ زده به خالم با آب و تاب تعزیف کرده همه چیزو 

که خانوادش اینطورن ال ان بل ان فلانن 

به خدا میترسم کارم به طلاق و جدایی بکشه با این ماحراها



 از قول مولانای جان :بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست ،در خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی ✨️🤍آخرِ صبر، سبزه ...🌿🌱  

شما اشتباه کردی که گفتی معذب میشن خب جشن مال دخترشون بوده یعنی چی معذب میشن 

کاربری دس دو نفره من و مامانم                                   تو نباشی همه زندگی سر و ته وارونه واااارهههه                     میشه برا سلامتی داداشم صلوات بفرستین؟ میشه دعا کنید زود خوبش بشه؟❤🙏🏻

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

کار خانواده شوهرت هم زیاد درست نبود 

مدتی هست که روی خودشناسی و توسعه خودم کار میکنم🌱🌱خیلی وقته که فهمیدم که عقیده ام رو بر کسی تحمیل نکنم و وقتم رو برای اثبات چیزی یا خودم برای کسی هدر ندم❤️

اول بسم الله خدا به خیر کنه با همچین مامانی

به خدا میترسم از عاقبتمون

تو این سه ماه که نامزد بودم یه روز بامن و شوهرم خوب بوده

یه روز بد بوده 

 از قول مولانای جان :بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست ،در خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی ✨️🤍آخرِ صبر، سبزه ...🌿🌱  

مامانت چقدر غیرمنطقیه 

یعنی چی

دیشب تو بودی خونشون دیگه کافی بوده خانواده ات هیج لازم نیست برن اونجا 

الانم مجدد با خانواده ات دعوت کردن به نظرم خیلی احترام گذاشتن

به خدا میترسم از عاقبتمونتو این سه ماه که نامزد بودم یه روز بامن و شوهرم خوب بودهیه روز بد بوده

به پدرتون بگید باهاش صحبت کنه 

کدورت پیش بیاد دیگه کل دوران عقدت تلخ میشه

الماسی که برش هاش بیشتره ،توی نور بیشتر میدرخشه پس از برش های روحت ناراحت نباش .

[QUOTE=386124425]کار خانواده شوهرت هم زیاد درست نبود [/اصلا تو قید وبند رسم و رسوم نیستن 

همه چیو راحت و سزسری میگیرن 

و فکر نمیکنن به قضیه

 از قول مولانای جان :بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست ،در خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی ✨️🤍آخرِ صبر، سبزه ...🌿🌱  

مامانت چقدر غیرمنطقیه یعنی چیدیشب تو بودی خونشون دیگه کافی بوده خانواده ات هیج لازم نیست برن اونجا ا ...

قرار بود جشن دیشب تو سالن عقد باشه 

و درحه یک هارو دعوت کنیم 

پدربزدگم لج کرد گفت باید برادرامو همههه دعوت کنین 

ما هم گفتیم جا نداره سالن نمیشه 

گف پس خانواده مامانت هم نیان

قرار شد از سمت ما به کسی نگیم 

خانواده شوهرم که فهمیدن ماجرارو گفتن پس کنسل میکنیم 

به احترام ما کنسل کردن 

بعد الان مامانم دنبال زیربغل مار میگرده

 از قول مولانای جان :بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست ،در خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی ✨️🤍آخرِ صبر، سبزه ...🌿🌱  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792