جاریم زایمان کرده.
ما پیشش بودیم.
یعنی من و جاری دیگم.
بعد برگشته جاریم میگه مهسا یجوری نگاه بچه میکنه امشب میره به فکر میشه.
منم گفتم خب بچه دوست دارم تو دوست نداری..
اونم ساکت شد.
بعدش متوجه شدم منظور حرفش اینه ک از روی حسادت دارم نگاه میکنم.کاش جواب بهتری میدادم.
اصلا سیاست ندارم
شما بودی چی میگفتی
اون جاریم ک با من اونجا بود این حرف و زد نه اونیکی زایمان کرده