دخترعموم چندسال عاشق یه نفر بود
اون یه نفر آشنای هردومونه فامیل دور
بعد حالا این طرف عاشق من شد ،منم قبلا روش کراش زده بودم،ولی خب دیدم نامردیه فراموشش کردم،اما منم ته دلم دوسش دارم الانم که اعتراف کرده خانوادشم میدونن جز باباش
حالا هی با خودم میگفت بزارم بره رد کارش بخاطر دخترعموم
بعد یهو امروز صبح زنگ زد بهم
گفت که مبارک باشه ایشالا این چندوقت باهم اشنا بشید نتیجه بده و فلان و این حرفا
ولی حالش مشخص بود خیلی گرفته ست
بعد اینکه زنگ زده بهمم حس میکنم عمدی بود
چون من میدونستم این پسره رو دوست داره
میگم نکنه فکر میکنه عمدی رفتم سمتش
بخدا من هیچ کاری نکردم
نمیدونم چیکا کنم