2821
2789
عنوان

شب آخر

458 بازدید | 28 پست

شب قبل از اینکه کار من و نامزدم به طلاق کشیده بشه،

بهش گفتم بریم تو خونه‌مون ببینم کارای ساخت و ساز به کجا کشیده.

خیلی ذوق خونه رو داشتم!

منو برد اون‌جا و من داشتم کابینتا رو نگا می‌کردم که یه لحظه چشمم افتاد بهش.

دیدم با نفرت تمام داره نگام می‌کنه و دندوناشو‌ روی هم فشار می‌ده!

فرداشم به یه بهونه الکی بهم بی‌احترامی کرد و من دیگه عصبی شدم.

گفتم تو که چشم دیدن منو نداری، برو.

سه ماهه رفته... به همین راحتی... و با یه دختر دیگه ست.

اون دختره رو می‌خواسته لابد ببره تو خونه و زندگیش... :)

برای دل شکستم دعا کنین لطفا.


راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

مگه شما نیستی که نامزدت میخواست خودشو بندازه توچاه مدام خودزنی میکرد؟؟؟بابادیونست بذار بره گم بشه میخوای بدبخت بشی؟.؟

خوب دوستان این هم روزگاری بود که ما گذراندیم............

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

به نظرتون

22roksana | 49 ثانیه پیش
2791
2779
2792