غروب
هرروز ورق میخوره روزای خالی از تو
تو دور دور ازمن و من با خیالی ازتو
تصویر توی آیینه به چشم من غریبه
حرفای عاشقانه همیشه پر فریبه
پشت شیشه قلبم بجز غبار غم نیست
یکی برام نفس بود امروز دیگه اونم نیست
گذشته ها گذشته ولی بادرود و اندوه
تمام عمر رفته، خورشید نشسته رو کوه