من امسال سال اولی بود که پشت کنکور بودم.
چون آدم تو خونه نشستن و درس خوندن نبودم و شرایط روحیم بد و بدتر شد آنچنان موفق نشدم.
اما مسئله اینجاست که هرچقدر فکر میکنم نمیتونم متوجه بشم که چرا عمرمو صرف همچین چیز مسخره ای بزارم...
دانش آموزارو میبینم که استرس دارن و خودشونو دارن عذاب میدن، اما واقعا گنگ و مبهم هست برام که واقعا یک قشر جوان بزرگ راه موفقیت و سعادتو همین میبینن و حاضرن سالها پشت کنکور بشینن و فرسوده بشن؟
راستش نمیگم شاید موفقیت حاصل بشه.
اما این فشار جمعی روی دانش آموزا باعث القا شدن کنکور لعنتی شده.
راستش من اصلا علاقه ای نداشتم به کنکور و اینجور چیزا.
انگار با روحم در تضاد بود، هر وقت که میخواستم عین یک کنکوری واقعی باشم از خودم میپرسیدم واقعا چه نیازیه اینقدر خودمو تلف کنم، و چرا استعداد هام بسوزن....
راستش نمیدونم، اما من خودم کنکور رو مسئله ای پوچ و بی اهمیت در نظر گرفتم علی رغم طرز فکر خانواده و جامعه.