از اون شبای فراموش نشدنیه،تموم غم عالم تو دل منه.
بغض داره خفم میکنه اما میخندم و حرف میزنم.شامو تنهایی خوردم وهمزمان باشام،کیلوکیلو اشک ریختم
خدایا ولی این حق من نبودو نیست.خودت بهتر ازهرکسی میدونی چی میگم
حق من اینهمه نشدن وحسرت برای همه چی نیست.
کاش میشد دوباره منو ببینی،
دیگه احساس میکنم چیزی برا ازدست دادن ندارم،ناامیدناامیدم.پر از غمم.
خیلی احساس تنهایی و بی کسی میکنم.خیلی زیاد.از دیروز انقد غصه خوردم که دست چپ م کاملا بیحسه نمیتونم باهاش حتی خودکار بردارم امروز نمیتونستم سونیکید رو تو دستم بگیرمو صداقلب گوش کنم همکارم اومد بجام..
خدایااااا من دیگه کم اوردم من نمیتووونم.کاش هیچوقت نبودم کاش نبودم