اصلا نگران ازدواج نیستم حقیقتا اصنم دوس ندارم ولی ایشون پیشنهاد داد ی کم شناخت پیدا کنیم
منم قبول کردم اما واقعا نمیدونم چرا اینطوریم اصلا نمیتونم ارتباط بگیرم باهاشون حوصله ندارم کلاچهار روزع حرف میزنیم ولی تا گفت پنج دیقه تلفنی حرف بزنیم من حالم بد شد خب چرا آخه گفتم ن گفت باشه فدای سرت