2777
2789

 پسر عمه ام زنگ زد گفت برام شیراز کار پیش اومده دارم میام اونجا بعد از ظهر بیا ببینمت 😐🫤 من اینو عید بزور تحمل میکردم دو دقیقه می اومدن خونه مون چرا واقعا رومن نمیشه بگم نمیام یک جوریم چی کار کنم هیچ من شرایط عادی تو خیابون ببینمش روم رو میکنم جایی دیگه نبینمش




به پیشنهاد دوستان منم گفتم کار مهم برام پیش اومده نمیتونم بیام اینا اونم گفت واجبه نپیچون صبر میکنم کارت تموم بشه هیچی دیگه ساعت ۵ رفتم کافه ای که گفته بود خودش بود و یک دختر تقریباً ۲۳ ساله منو میگی چشام زده بود بیرون چون خیلی آدم درونگرا چیزی هست اصلا بهش نمی‌خورد هیچی دیگه مثل اینکه باهم تو رابطه بودن لانگ حالا بلند شده کلی راه اومده واسه دختره بعد کار واجبی این بود برم من عمه رو راضی کنم بره خواستگاری دختره به عمه ام گفته عمه ام قبول نکرده 😐 میگم از این فامیل های ما خیر در نمیاد همش شر میگید نه آخه یکی نیست بگه آدم درست من چند ساله تورو ندیدم عمه ام رو ندیدم بعد این همه سال برم بگم چی آخه سر پیازم ته پیازم موندم چی کار کنم هیچی دیگه گفتم ببینم چی میشه قول نمی‌دم !؟

دختری از جنس دریا 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792