2821
2789
عنوان

خواستگاری

297 بازدید | 13 پست

سلام دوستان. دلم گرفته. هفته پیش یه خواستگار که واسطه معرفی کرده بود داشتم، جلسه اول که برای اولین بار با مادرها سر قرار رفتیم همه چی خوب بود من واقعا حس خوبی داشتم همونی که میخواستم، نماز و روزه و نون حلال و درآمد خوب و همکار خودم یعنی هردو معلم بودیم و حتی شغل دوم هم داشت. در طول هفته از راه دور و با اجازه خانواده ها بیشتر حرف زدیم و تفاهم داشتیم.. اما جلسه دوم ملاقات حضوری نمیدونم چرا همه چی برعکس شد انگار خیلی جاها پرس و جو کرده بود و دیگه سادگی قبل رو نداشت، از اولش که نشست فقط از ریز به ریز و جزئیات زندگیم که بی اهمیت بودن پرسید سوالات بچگانه، فهمیدم به بعضی خرافه ها هم اعتقاد داره، برای گرفتن عروسی گیر داده بود درصورتیکه من عروسی و بزن و بکوب نمیخواستم حتی مرد و زن جدا، همش انتظارات خودشو گفت و متوجه شدم مدل خانوادگیمون هم فرق زیادی با هم داره اونا خیلی شلوغ و رفت و آمدی ولی ما خلوت و آرومتریم، و دریغ از احساس محبت، شایدم برداشت من این بود... در مجموع حس خوبم کاملا از بین رفت و دچار ترس نسبت به آینده این رابطه شدم. و همون شب جواب رد دادم. نمیدونم حکمت چی بود با اینکه خیلی هم دعا کرده بودم اینجور آدم معتقد برام پیدا بشه و حس کردم با هم عاقبت بخیر نمیشیم.. حالا عذاب وجدان دارم یعنی اشتباه کردم؟ نمیدونم خواستگار بهترم ممکنه بیاد برام؟ فکر کنم من یه مشکلی دارم شاید زیاد حساسم، دعام کنید.


خدای مهربونم... الحمدلله رب العالمین

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ممکنه ۱۰ جلسه با یکی حرف بزنی بعد بفهمی به دردت نمیخوره 

معیارات و بررسی کن که سختگیرانه افراطی نباشه 

اما قرار نیست با هرکی حرف زدی به ازدواج ختم بشه 

میبینی طرف پنج سالع باهم ازدواج کردن بعد میفهمن به درد هم نمیخورن دو جلسه صحبت که چیزی نیست

کاش بیشتر بهش فرصت میدادی واسه شناخت 

اینجا برای عقده گشاییهاتون نیس ، وقتی با اسی حرف میزنم پابرهنه نپر وسط حرفامون، خود اسی ۱۰۰متر زبون داره اخه بدبخت تو رو چه به نصیحت کردن و چرت و پرت سرهم کردن نظری هم داری بذار واسه خودت چون حوصلم نمیکشه دیگه بخوام تورو ادب کنم اون کار مادرته که سهل انگاری کرده ....مستقیم بیا برو توووی کوووووووووووووووچه

حس ادم هیچ وقت اشتباه نمیکنه اعتماد کن به حست! چرا نیاد؟ میاد! 

⊰وَوَصْلُكَ مُنَي نَفْسِی‌وَ إلَيْكَ شَوْقِي...⊱همھ‌‌داستاݩ‌همین‌است‹طُ›آࢪزوی‌منی  #الهم_الرزقنا_شهاده دختری از تبارساداتم،آرزویم شهادت در راه علیست همچو مادرم فاطمه(ص) خداکند آن روز برسد نمازی بخوانم در مسجدالاقصی به امامت مولایم مهدی(عج) 

اتفاقا برو خداروشکر کن خدا کمکت کرد زود خود واقعی شو نشونت داد اگر عقد میکردی بعد میفهمی خیلی راهت سخت میشد 

بگذار مسخره کنند چادرت را .سیاه بودنش را. چهره بدون آرایشت را.می ارزد به یک لبخند مهدی فاطمه(عج)🥲

عزیزم هیچ وقت احساسی و زود تصمیم نگیر . اول خوب فکر کن بدون عجله و بعد کاملا منطقی و عاقلانه جواب بده با خانواده هم حتما مشورت کن 


ان‌شاالله که همونی که میخوای بیاد و خوشبخت بشی 

خدایا دوستت دارمممم ❣❣
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز