2821
2789
عنوان

طلاق

57 بازدید | 6 پست

عید قربان دو سال پیش اومد خواستگاری.

گفت استرس گرفتم بگی نه بهم.

گفت خدا کنه جوابت مثبت باشه.

تو نامزدی بهم گفت دختر بهتر از تو وجود داره.

خواستم به هم بزنم.

مثه چی ترسید و کلی عذرخواهی کرد.


حالا بعد دو سال می‌گه من که نخواستمت.

خانواده‌م برام این آش رو پختن.


من چیو باور کنم؟

انقد از ازدواج ترسیده شدم.


واقعا ازدواج یعنی سر کردن با گرگ تو لباس گوسفند؟

خواهش می‌کنم بگین بهم

ازدواج همه همینه؟

یا من شانس نیوردم؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

با التماس اومد گرفتتم چند ماه پیش . عقد که کردیم سرد شد و بعد یکماه ولم کرد و یکماه پیش مجبور شدم طلاق بگیرم چون منو نمیخواست . الان که عید قربانه انگار یه غم سنگین رو قلبمه مردم واسه نامزدشون قربونی میبرن و من به ناحق مطلقه شدم. خدارو شکر کن مثل من نشدی 

دل نشکونید. چون خرده هاش، خوشحال ترین لحظه هاتون رو زخمی می‌کنه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792