۵ تا جاری هستیم همه جاری ها از دخالت های مادرشوهرم گریه میکنن و به خونش تشنن
منم خیلی اذیت کرده ولی من میزارم ب حساب خامی و رفتارهای بچگانه ش واسه همین ذره ای کینه ندارم
تازگیها تصمیم گرفتم اصلا از بدی های مادرشوهر پیش،شوهرم نگم وحتی تو صحبتام نمیگم مامانت میگم مامان
الان شوهرم سفره مادرشوهر فضولم گوشیه منو گرفته به زنگ با لحن طلبکارانه که چرا پسرم جواب نمیده کجاست و ... یجوری هم صداشو آشفته کرده بود انگار اتفاق بدی افتاده
گفتم سفره و آنتن نداره
بعد به شوهرم تو واتساپ گفتم به مامان زنگ بزن نگران بود
ترسیدم به شوهرم بگه به خانمت زنگ زدم و نگران بودم و پرش کنه
شوهرمم پرو شد گفت خودت زنگ بزن بگو من دسترسی ندارم به سیمکارت خارجی نتم ندارم چند دیقه به وای فای متصل شدم
به نظرتون اشتباه کردم گفتم ؟ نباید مادرشو یادآوری میکردم ؟ چون از تلفن های وقت و بی وقت و طولانی مادرش به شوهرم و مزاحمت هاش خیلی آسیب دیدم