شوخرم عرضه خونه جدا نداره
صدبار رفتم قهر خونه رو جدا نکرد
میگ خونه بابامو من ساختم اینجا پیششون میمونیم تا بعدشون ب من برسه به خاهر برادرام
همه چی با خانوادش مشترکه
شوهرم خرج خانوادشو میده
پدر مادرش یه زمین رو بردن دادن ب برادرشوهر میلیاردرم
ب شوهرم میگم تو پسرشون نیستی؟ میگ زمین اوناست ب ما چه
میگم مگ تو پسر سرخونه نیستی مگ خرجشون نمیدی
میگ ربطی نداره
الان چند سال پیش پدرشوهرم هشت میلیون گذاشته رو پول شوهرم دادن زمین خریدن
الان میگ اون زمین ارزشش بالاست سهم ما میشه 500 میلیون پولمون بده
بقران زده شدم
عمرمو تلف میکنم
بخاطر بچه هام میسازم
نه خونه داریم
نه ماشین درست حسابی
نه چیزی
شوهرمم دو ماه بیکار نشسته پیش خانوادش
چونبا مادرش نمیتونم بسازم موقتی منو نصف سال میبره شهر دیگ محل کارش
امروز داشت ب مادرش میگفت زهره(من) رو نمیبرم بمونه پیشتون تنهایید تنهایی میرم مامانش میگفت نه برید نمیخاد
بخدا من بعضی وقتا میزنه به سرم ک برم اما بخاطر بچع هام