تو یه ساختمونیم مادرشوهرم رفته شهرستان دخترش و پدرشوهرم نرفتن
ولی از دستشون خیلی اعصبانیم این چند وقت بد رو اعصابم بودن یکی اینکه بدون رضایت ما مهمون اوردن خونمون دوم اینکه با اینکه ندار نیستن ازمون پول قرض گرفتن و همه ی پولشونو میریزن حلق دخترشون
سوم اینکه الان یه هفته است دخترش و سه تا بچهاش اومدن خونه ی این ولی مارو چارده رو یبار میگع
الان نمیدونم واقعا من فردا ناهار پدرشوهرم و خواهرشوهرمو بگم یا نه
بحث ی لقمه نونم نیست بحث اینه ک فرق زیاد میزاره اعصبانیم و الان نمیدونم کار درست و غلط چیع