من دو سال پیش خودم راه کنکور و انتخاب کردم بدون هیچگونه اصرار خانواده و اونا هم تو این دوسال از هیچگونه حمایتی دریغ نکردن کلی پول و وقت خرج کردم تو این راه
راستش اونموقع ملاک های من یه چیزایی بود که بعد دوسال برام بی ارزش شدن الان و دیگه برام مهم نیستن
من برنامه نویسی و رشته کامپیوتر رو از هنرستان ول کردم و گفتم از ریاضی میرم چون میخواستم مهاجرت کنم وبرم دانشگاه mit و شریف
ولی مثل یک هوس بود برام که بعدا کلا اهمیتی برام نداشت یعنی به این نتیجه رسیدم که علاقم برام مهم تره و هر چه سریع تر میخوام برم سراغش
الان نمیخوام به مسیرم ادامه بدم میخوام برم سراغ همون علاقم اما عذاب وجدان دارم خانواده کلی تو این راه برام زحمت کشیدن همه به من امیدوارن واقعا نمیدونم دارم چکار میکنم فقط میدونم درس خوندن برام هیچ جذابیتی نداره و از علاقم هم دور شدم .🫠
به نظرتون من از رو احساسات تصمیم میگیرم ؟
کارم درسته یا اشتباه ؟