خواهر دوستم قیافش معمولیه معمولیه یه پسر تور کرد و باهاش ازدواج کرد یجوری پسره رو طلسم کرده بود و همش میگفت اینو میخوام بنده خدا مادرش از غصه ازدواجش با این دختر افتاد بیمارستان
الان دختره سه یا چهار ماه یبار میره سفرای خارج از کشور هم با شوهرش هم با دوستاش
واقعا من موقعیتم خیلی از اون سرتره ولی چرا از این شانسا ندارم
زده به سرم برم پیش دعانویس🥲