درد اینکه نفهمیدم از کی و کجا خوردم.
بعد ۳۰ سال برای اولین بار عمیقا عاشق شدم.
همچی عالی بود. یهو یه جیزی مثل زلزله اومد و ویرانم کرد.
منو تو بهت و بی خبری و درد عمیق جدایی گذاشت...
قبلش خیلی تو زندگی درد کشیده بودم. از مرگ عزیزان و دعواهای شدید خانوادگی. فکر میکردم تو مرز خوشبختی ام. تو یه لحظه همچی پودر شد و فهمیدم دستم هیچوقت به خوشبختی نمیرسه.