سلام و وقت بخیر خدمت همگی ، دختر ۳۳ ساله ای هستم که تو محل کار از همکارم خوشم میومد ، این موضوع رو من به شوخی بین چندتا همکار صمیمی گفته بودم که چون شخصیت شوخی دارم اونا هم گذاشته بودن پای شوخی ، همکار صمیمیم هر بار که من تو اتاق یا سرکار نبودم و اون آقا رو میدید از من تعریف میکرد که بیا و با فلانی آشنا شو، واقعا راضی به این کارش نبودم و به شدت از دستش دلخورم ، اون آقا به خودی خود شخصیت خودشیفته ای داره که تازگیا مغرورتر هم شده ، هرچند سعی کردم بعدش بهش بی تفاوت باشم یا کم محلی کنم ولی از یکی دیگه از همکارام شنیدم که اون آقا و دوستاش متوجه شدن که من ازش خوشم میاد ، امروز از شدت ناراحتی و گریه سرکار نرفتم و به هم اتاقیم گفتم که کارش زشت بوده و از دستش ناراحتم ، محل کارم شلوغه و میترسم همه جا پخش بشه این موضوع ، چیکار کنم؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
همین که برگی از درخت نمیفته دلم بهت گرمه خدا ❤️❤️ آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را و دریایى غرق نمی کند “موسى” را مادری،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان “نیل” می سپارد تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد مکر زلیخا زندانیش می کند ، اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی؟! که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد ، نمی توانند او که یگانه تکیه گاه من و توست پس ؛ به “تدبیرش” اعتماد کن ، به “حکمتش” دل بسپار ، به او “توکل” کن ؛ و به سمت او “قدمی بردار” ، تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی خدایا فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز ❤️❤️آقایون درخواست دوستی ندن متعهد و متاهل هستم 💍
به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم! 🌷 دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️https://www.ninisite.com/discussion/topic/7503866/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86?page=1
همینکه یه مدت کمتر باهاش حرف بزنی و جایی هست نامحسوس اونجا رو ترک کنی به شایعات پایان دادی
شبیه به اتفاقی که برای شما افتاد برای یکی از همکارام افتاد، با همین روش و اینکه توی جمع همکارای صمیمی دیگه گفت که هیچ حسی به اون آقا نداره و حرف همکارمون شایعه بوده
بعد مدتی از سر زبونا افتاد
خدا از ماست، خدا با ماست، خدا امید برا فرداست. خدا با ظلم می جنگه، خدا مفهوم آزادیست...