همسایه بغلی دارن بنایی میکنن فکر کنم ۵۰۰متری باشه خونشون از صبح زود میان تا ساعت۲بعد از ظهر چند نفری میفتن به جون دلر خدا خیرشون نده نمیدونم اون دلر چی هست چرا نمیسوزه پس من مریضم پسرم امتحان داره بخدا تا میان من اعصابم بهم میریزه شوهرم تذکر داد انگار لج کردن شوهرم میگه شکایت کنیم بده قرارع یه عمر همسایه باشیم
میخام ب خانواده تم هیچی نگم برعکس همیشه اروم اروم وسایلامو جمع کنم ی روز مونده ب رفتن برم چمدون بخرم بریزم توش و برم ،بابا اگر سر کار بود مهم نیست مامانم سر کارش بود مهم نیست خانواده بودن نبودن دیدم ندیدم مهم نیست میخام بدون ندیدن و خداحافظی کردن برم ،من اومدم ک سال اخر قشنگی داشته باشیم خیلی تلاش کردم و قشنگ هم ساختم اونا بلد نبودن قشنگی بسازن دل شکستن،اینجا ک نوشتم برای کسی ننوشتم برای خودم نوشتم چون چندین بار در طول روز امضای خودمو میخونم و هر قسمتش ی غم و شادی را یادم کیاره ک باید بمونه، ...غمگین ترین تصمیم مهاجرت بود ک خیلی طول کشید تا بپذیرم و برم دنبالش،ولی الان بابت اون تصمیم غمگین طولانی خوشحالترین و شکرگذارترینم،خوشحالم ک در کنار اصیلترین دیندارترین غیورترین فرزندان کوروش💔 نخواهم زیست *امروز دلم خواست بنویسم نزدیک ب پانزده ساله منتظرم امروز ک روزها را شمردم دلم ب حال خودم سوخت پونزده ساااال هرشب انتظار و دعا و نذر و نیاز و شکست ...دعام کنید حتی الانم با ناامیدی و خستگی نوشتم دعام کنید یعنی تموم میشه این انتظار یا اینکه من تموم میشم؟ امروز هفده مهر نذر حدیث کسا برداشتم برای انتظار میدونم ک پشت این میام مینویسم انتظار پونزده ساله من ب لطف پنج تن آل عبا تموم شد و همه چیز اونجور ک میخاستم با خوشحالی و رضایت و برکت سر اومد💕😍یادتونه اول پروفایلم نوشته بودم از سگ کمتر و اینا؟ب خاطر امتحانم نوشته بودم،اون آزمون به سر رسید با موفقیت بزرگ و خوشحالی و خوشگذرونی بزرگتر و خاطرات شیرین تر به پایان رسید♥️اونقدر شیرین ک شب ازمون مصاحبه ام اوکی شد،و تا چند روز دیگه دختر زیبای گیسو کمند چشم تیله ای میره ب هامبورگ زیبا💌😅بزنید دست قشنگه را،ماشالله لاحول و لا قوة الا بالله آلعلی العظیم استغفرالله ربی و اتوب و الیه هیچوقت از اینا ننوشتم ولی الان دلم میخاد بنویسم♥️💝😌
نفرین نکن وای منم تو همین شرایطم بغل خونمون دارن میسازن بیستا کارگر گرفته به چند زبان متفاوت هستند هر کدوم از کله سحر اینا شروع میکنند تا سر شب من دیگه اعصاب برام نمونده با استرس از خواب بلند میشم خونمون مدام رو ویبره هست یا صدای اینا تو خونه هست
منم فکر میکنم زلزله داره میاد حالا که زیر ساز ساختن یک ذره آروم تر شده چند روز اول که کف سازی بود واااای از صدای دستگاه ها من دلم میخواست فرار کنم گفتم میگن خوش بحال هرکس که خونه مال خودشه آرامش داره ما داریم کو آرامش سالی یک سمتیمون دارن میسازن آرامش نداریم