اره ی چیزی شبیه مومو . ولی من تو خوابمم ب پاهاش نگا کردم انگار پاشو یجوری ب زور کرده تو کفش .کفشش پاشنه بلند بود مشکی پاهاش مثل ما نبود مثلا عادی کفش میپوشیم اون یجوری پاش جمع بود تو کفش . شما واقعیشو دیدی همین شکلی بود ؟؟؟
زاویه عکس مشخصه پای انسانه ک نشسته روی زمین و عکس گرفته شده
جن و مِن و این چرندیات رو بریز دور
اینجا برای عقده گشاییهاتون نیس ، وقتی با اسی حرف میزنم پابرهنه نپر وسط حرفامون، خود اسی ۱۰۰متر زبون داره اخه بدبخت تو رو چه به نصیحت کردن و چرت و پرت سرهم کردن نظری هم داری بذار واسه خودت چون حوصلم نمیکشه دیگه بخوام تورو ادب کنم اون کار مادرته که سهل انگاری کرده ....مستقیم بیا برو توووی کوووووووووووووووچه
آره.راست میگیا.شبیه مومو بود.انگار دهنش باز بود.پاش رو ندیدم.همون صورتش رو دیدم خم شده بود زل زده بو ...
تو واقعیت دیدی ؟؟؟
راستش من زائو بودم یبار شب زایمانم وقتی بچه دنیا اومد تو ای سی یو بودم اومدن تو خوابم بعدشم ک مرخص شدم اومدم خونه تو خوابم باز اومدن بهم گفت میای بریم و حس مردم ی نفر دارع از پاهام میکشه و پریدم و فرداش حالم خراب شد بردنم سی سی یو . سعی داشت منو بکشه . ولی تو واقعیت ندیدم ب چشمم اصلا خواب هم جزیی از واقعیته ک الهام میشه ب ادم و میگن تو خوابت بیان یعنی میخوان تو واقعیتم خودشونو نشونت بدن و اذیتت کنن و من همیشه قران بالاسرم بود و قران پخش میکردم تو خونه جلوشو گرفت
من این همه دیدم.هیچوقت به پاشون نگاه نکردم.فقط صورتشون رو دیدم بیشتر.
ن من یادمه سرتا پاشو نگا کردم ی چادر مشکی ام پوشیده بود ن مثل چادر مشکیایی ک خانما میپوشن اونجوری نبود اصلا تکون نمیخورد انگار ثابت چسبیده بهش دستاش خیلی دراز بود و ی انگشتر خیلی براق و خوشگل انگشتش بود