متاهل سنشم بالاس امروز برق نبود اومدیم خونه قرار شد ۴ بریم پیام داد برق اومده بهتره زود بره گفتم به خدا خستم همون چهار میام گفت قربون خستگیات برم حالا من میرم توم بعد بیا استراحت کن گفتم باش ده دقیقه بعد پیام داد شانس مارو منم میخواستم استراحت کنم بار اومده باید برم منم دیگه گفتم ولش نمیرم پیام دادم نمیام بچه ها هستین بقیرو بگم
^===خوشبختی چون سرابی دور دست ..و دل دریغ؛از نوری در این سیاهی ....این بغض سنگین -__- این خستگی مفرط ---این حس تهی ؛؛ همه و همه ؛ داستانی ست که هرگز به پایان نمیرسد ===^
اخرشو متوجه نشدم فقط اونجایی که قربون صدقت رفت نباید جوابشو میدادی
دختر ها لاک قرمز دوست دارند و پسر ها فرق آن را با زرشکی و گلبهی و اناری و عنابی نمیفهمند ، چه اشکالی دارد؟ آنها فقط باید بلد باشند دست هایی را که از ذوق یک دیدار آذین بسته شده به گرمی بفشارند و بگویند:دوستت دارم، آن وقت چه فرقی میکند تو طیف رنگ های خانوادهی. رنگِ. تنِ. کفشدوزک را بدانی؟همین که یاد گرفته باشی قرمز یعنی «عشق»کافیست.
گفتم پول لازمم میرم شاید همینجوری یچیز پرونده اوتجا رسیدم اومد کفت فلانی حقوق بیشتر از بقیه بهت میدم ولی به بقیه نگو هر کاریم داشتی به خودم بگو بعد یکمگذشت گفت تا حالا دوست اجتماعی داشتی گفتم نه بعد گفت برنامه اینستا تل چی داری منم به دروغ گفتم هیچکدوم بعد اکمد نشست کم کم درد دل کردن ادم باید دلش خوش باشه و این کصشعرا
بعد داشت دستگاه تعمیر میکرد یه اهنگ گذاشت بود فقط یه تیکش برام هیچ حسی شبیه تو نیس تو ارامشمی هی میگفت بهم خیلی ارومی باشخصیتی از این حرفا بعد زیر دستگاه میخواست بلند شه گفت دستمو بگیر یه چشم غره بهش رفتم گفتم دیرم شده باید برم گفتم دیگه نمیام زدم بیرون
چقد ما دخترا بدبختیم به خاطر یه قرون پول ببین چیکار میکنن باهامون
حق میگی .......
💔
^===خوشبختی چون سرابی دور دست ..و دل دریغ؛از نوری در این سیاهی ....این بغض سنگین -__- این خستگی مفرط ---این حس تهی ؛؛ همه و همه ؛ داستانی ست که هرگز به پایان نمیرسد ===^