2777
2789
عنوان

صاحب کارم بهم نظر داره

361 بازدید | 26 پست

متاهل سنشم بالاس  امروز برق نبود اومدیم خونه قرار شد ۴ بریم پیام داد برق اومده بهتره زود بره گفتم به خدا خستم همون چهار میام گفت قربون خستگیات برم حالا من میرم توم بعد بیا استراحت کن گفتم باش ده دقیقه بعد پیام داد شانس مارو منم میخواستم استراحت کنم بار اومده باید برم منم دیگه گفتم ولش نمیرم پیام دادم نمیام بچه ها هستین بقیرو بگم

کورد✌️

گفتم نمیام اونم گفت چرا چیشده گفتم خونواده مشکل دارن تایم کاریم سنگین دو شیفت گفت حالا تو بیا حلش میکنیم گفتم نمیشه واقعا گفتش بخاطر تو یک شیفت بیا مشکلی نیس بیا حقوقم راضیت میکنم ولی حتما بیا خیلی از شخصیتت خوشم اومده 

کورد✌️

خاستی فورا بگی ممنونم پدر جان 🌹

شما من رو همیشه یاد پدرم میندازین شاید آدم شد

^===خوشبختی چون سرابی دور دست .‌.و دل دریغ؛از نوری در این سیاهی ....این بغض سنگین -__- این خستگی مفرط ---این حس تهی ؛؛ همه و همه ؛ داستانی ست  که هرگز به پایان نمیرسد ===^

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اخرشو متوجه نشدم فقط اونجایی که قربون صدقت رفت نباید جوابشو میدادی


دختر ها لاک قرمز دوست دارند و پسر ها فرق آن را با زرشکی و گلبهی و اناری و عنابی نمی‌فهمند ، چه اشکالی دارد؟ آنها فقط باید بلد باشند دست هایی را که از ذوق یک دیدار آذین بسته شده به گرمی بفشارند و بگویند:دوستت دارم، آن وقت چه فرقی میکند تو طیف رنگ های خانواده‌ی. رنگِ. تنِ. کفشدوزک را بدانی؟همین که یاد گرفته باشی قرمز یعنی «عشق»کافیست.

گفتم پول لازمم میرم شاید همینجوری یچیز پرونده اوتجا رسیدم اومد کفت فلانی حقوق بیشتر از بقیه بهت میدم ولی به بقیه نگو هر کاریم داشتی به خودم بگو بعد یکم‌گذشت گفت تا حالا دوست اجتماعی داشتی گفتم نه بعد گفت برنامه اینستا تل چی داری منم به دروغ گفتم هیچکدوم بعد اکمد نشست کم کم درد دل کردن ادم باید دلش خوش باشه و این کصشعرا 

کورد✌️

بعد داشت دستگاه تعمیر میکرد یه اهنگ گذاشت بود فقط یه تیکش برام هیچ حسی شبیه تو نیس تو ارامشمی هی میگفت بهم خیلی ارومی باشخصیتی از این حرفا بعد زیر دستگاه میخواست بلند شه گفت دستمو بگیر یه چشم غره بهش رفتم گفتم دیرم شده باید برم گفتم دیگه نمیام زدم بیرون

کورد✌️

چقد ما دخترا بدبختیم به خاطر یه قرون پول ببین چیکار میکنن باهامون

حق میگی .......

💔

^===خوشبختی چون سرابی دور دست .‌.و دل دریغ؛از نوری در این سیاهی ....این بغض سنگین -__- این خستگی مفرط ---این حس تهی ؛؛ همه و همه ؛ داستانی ست  که هرگز به پایان نمیرسد ===^

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792