بچهها من بشدت از مرگ اطرافیان میترسم یه فوبیای شبانه روزی دردناک.هر کدوم از عزیزام آخ میگه من میرم تو ذهنم تا آخرش.از دست خودم خسته م و تپش قلب و بیقراری گرفتم.الان یه مدته بابام مشکل معده داره من ذهنم همش پیش سرطانه.وضعم بده.از زندگی موندم
من از وقتی ازدواج کردمو یه شهر دیگه زندگی میکنم کارم همینه البته الان دوتا بچه دارم بهترم ولی همین ک گوشی شوهرم دیروقت زنگ میخوره من قلبم از جا درمیاد فک میکنم یکی مرده ک دارن خبر میدن😒
آدمک آخر دنیاست بخند.. آدمک مرگ همین جاست بخند.. دستخطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند.. آدمک خر نشوی گریه کنی،، کل دنیا سراب است، بخند..