وضعیت من اینجوریه که من کوچک ترین چیزی رو بخوام بلند کنم میگن عههه نکن تو بارداری انگار که استراحت مطلق داشته باشم هفته اخرم باشه:// کسی نیست بهشون بگه هفته اولشه به خدااا😂از حرکت هاشون خنده ام میگیره:/
خانواده شما هم همین جوری حساس بودن؟
پول یک مرد ؛ هیچ وقت یک زن مستقل را هیجان زده نخواهد کرد ...🫶🏻✨من یه دخترم اما بیا مردونگی بهت یاد بدم✌🏻
من اینجوری بودم که تا لحظه نود که فرداش سزارین داشتم تمام صفر تا صد همه چی با خودم بود حتی کسی تعارف نزد کمک لازمی یا نه
من مه الوده تر از گردنه حیرانم ...بغض باران شده ی چشم تر گیلانم🌱 کاربری هفتم از سال ۹۷ با افرادی که فاقد شعورن وارد بحث نمیشم😌 عاشق اشپزی تو تاپیکای اشپزی تگم کنید
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
3 ماهه اول مهم ترین دوران بارداریه خیلی رعایت کن بچه خیلی حساسه و با این کارایی ک تو بهش فکر مبکنی خندت میگیره ممکنه سقط بشه و ی عمر پشیمونی بمونه برات
بابغض لبخند بزن بگذار شیطان سجده کند به عظمت غروری که هرگز نشکست
*بهشت عجب جای مخوف و هولناکی میشود وقتی که*:*داعشی ها* فکر میکنند به بهشت میروند...*طالبان* فکر میکنند به بهشت میروند...*القاعده* فکر میکند ب بهشت میرود...*مابقی گروهک های نیابتی مسلمان در تمام دنیا* فکر میکنند به بهشت میروند...*بودایی ها* فکر میکنند به بهشت میروند...*هندو ها* فکر میکنند به بهشت میروند...*مسیحی ها* فکر میکنند به بهشت می روند...*انسانها را به بردگی میگیرند و زندانی میکنند* فکر میکنند به بهشت میروند...*فکر میکنند اگر هفت مسلمان شیعه رو بکشند* به بهشت میروند...*یهودی ها* فکر میکند به بهشت میرود...*وهابی* فکر میکند به بهشت میرود...*هر کدام بخاطر عقیده دیگران را میکشند* و فکر میکنند به بهشت میروند...*یک انتحاری زنان و مردان و کودکان بی گناه را میکشد* و فکر میکند به بهشت میرود...این *بهشت* چقدر *زشت* و *کریه* خواهد بود وقتی که این جماعات در آن باشند.این *بهشت* از *جهنم* هم بدتر هست...در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد و آن *(آگاهی و خرد)* است، در جهان.تنها يك گناه بزرگ و نابخشودنی وجود دارد آن هم *(جهل و نادانی)* است...بهشت برای آگاهان است وسلام
من بارداریم خونه تکونی و فرش میشسنم زایمانم کردم ی روز هم استراحت نکردم جون کسی رو نداشتم نازمو بکشه
هرکی امضای منو خوند ی صلوات بفرسته شاید خدا قبول کرد زجری که از بچگی با از دست دادن مادرم کشیدم ارامش از خونمون رفت دیگه برنگشت دوباره بگرده هرچند محال میدونم ارامش واسه خودم نمیخوام ولی واسه خانواده ام میخوام سروسامان بگیرن نمیدونم تاوان چه گناهی رو سی ساله پس میدیم تمومی نداره خدایا فراموشمون نکن