خواب دیدم توی یک خونه خیلی خیلی بزرگ
دوتا مرد جوانرو اوردن که دستاشون رو با طناب بسته بودن
گذاشتن وسط سالن بزرگ
همشون مرد بودن فقط من زن بودم
هرکدام رفتن ی جایی قایم شدن و در اون سالن بزرگ رو بستن و دوتا سگ وحشی رو انداختن به جون
اون دوتا جوان که دستاشون رو بسته بودن
و من از پشت پنجره یا شیشه در دیدم اون سگ داشت اون جوان رو تکه تکه میکرد
خیلی ترسیدم به یکیشون التماس میکردم فقط منو از اینجا ببر بیرون
و منو از اونجا خارج کرد
از اون خونه