بهش گفتم:میگن وقتی توی زمستون باد گرم میوزه قراره برف بباره بعدش...یادمه چهار سال پیش که به تازگی باهم آشنا شده بودیم یه شبی باد گرم وزید...قبل از هر چیزی به این فکر کردم که اگه برف سنگین بباره،اگه برقا مثل هر سال قطع شه،اگه نتونم گوشیمو شارژ کنم چه جوری چند روز ازت بی خبر بمونم ؟اصلا چجوری زمانم باید بگذره؟امشب باد گرم میوزه...باز هم اول از هرچیزی یادم اومد اگه برف سنگین بباره و برقا قطع شه و شارژ گوشیم تموم شه ازت بی خبر میمونم...خدا کنه برف نباره یا اگه بارید زود آب شه...💙>>>>>>>بهم گفت: برف بارید میام میبرمت با خودم، کنار هم که هستیم هوا همیشه گرمه،من میدونم عشق من هوای سرد رو دوس نداره ....میریم تو همون کلبه با شیشه های رنگی همونی که وقتی آفتاب میزنه رنگای قرمز و زرد و سبز و آبی میفته روی صورت و تنت...درسته بیرون اون کلبه حتی وقتی آفتاب میزنه همه جا برفیه و هوا سرده اما ما کنار هم هیچوقت سردمون نمیشه...یادته اون شب بهم گفتی عشق هیجانیه و یه حسیه که زود از بین میره ولی دوست داشتن همیشه موندگاره ؟من هرروز و هر ثانیه دوست دارم دختر بهاری من..💙
ما مگس هارو مسخره میکنیم که عاشق عنن ،مگه ما کم عاشق آدم های عن شدیم ؟؟؟ [ شاید باورش سخت باشه ولی یروز از خواب بیدار خواهی شد و اون دیگر اولین چیزی نیست که به ذهنت می آید]❤️🩹👋🏻
ازدواجم البته الان بیست ساله ازدواج کردم . اما این ازدواج باعث شده سالی یکبار خونوادم رو نبینم شوهرم به شدت حساس از کاه کوه میساخت و از همه مهمتر خونوادش که به خاطر اینکه از چنگشون فرار کنم غربت و جدایی از خونوادم رو به جون خریدم