من بار هااا میگم چ خری بودم وقتی مامانم میگف فلانی برات نقش با میکنه من با مامانم میگ خاطرش بحث میکردم بعد حرفا مامانم شد
وقتی گفت ایقدر ساده نباش دختر خالت مسخره میکنه میگفتم ن مامان تو اشتباه میکنی ولی بازم بهم ثابت شد خیلی حس بدی دارم وقتی بهشون فک میکنم چقدر بهم میگفت مامانم من دل مامانمم میشستم اون فرد ایقدر بازیگر خوبی بود ک من نیم درصد احتمال نمیدادم مامانم درست بگه بازیچه شدن خیلی درد بدیه یا همبن تلاش نکردن زیاد و تنبلی کردن ک ب جایی نرسیدم و.... کلی چیز ک هر شب میاد سراغم گند میزنه ب روانم