2777
2789

من مادر نامزدم فوت شده من و نامزدم و دوتا از خواهر هاش رفتیم خرید بچه ها ما رسم داریم واسه عقد لوازم لباس همه چی میخریم اینا قصد شون بود فقط یع کت و شلوار عقد بخرن و تمام و یک حلقه اصلا چیزی نمیگفتن ک چی بخر و نخر ک دیگه خودم چند تا لوازم آرایشی با یه دست لباس تو خونه بخدا همین بعد از این آمدیم خونشون یکی از خواهر های دیگشون تا لوازم آرایشی منو دیدید ب نامزدم گفت تو نخریدی انم گفت ن منم براش یه دست لباس کفش و حلقه خریدم بچه ها خیلی ناراحت شدم خیلی 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خب بنظرم باید قبلش هماهنگ میکردین

مامانتون با خواهر بزرگترش میومدن، باهم هماهنگ میکردن خریدارو

چرا انقدر غریب رفتی؟

و…همیشه بر آن بودم دلی را نشکنم                                          اما وقتی به خود می نگرم                                                  تکه تکه ام…

ولی خدایش ب نامزدم هرچی میگفتم ن نمی‌گفت ولی طلا رو از اولش گفت فعلا ندارم گفتم باشه ولی خواهر هاش بخدا نمیگفتن چی بخر یا چیا بردارن واسم یا خواهرش تا دید گفت تو لوازم آرایشی نخریدی ب نامزدم میگفت 

اوووه مونده حالا صبرکن بری تو زندگی مشترک دهنت از دست خانواده شوهر و فامیلای عتیقه اش سرویسه

همینو خاستم بنویسم شما نوشته بودی کامل 

آرامش اعصابم خیلی مهمه برام اگه جوابتو نمیدم یعنی نمیخام آرامشم بهم بخوره....🍀

تو اقوام دوس نداشنم

خب دوست نداشتی که خودت اذیت شدی

و…همیشه بر آن بودم دلی را نشکنم                                          اما وقتی به خود می نگرم                                                  تکه تکه ام…

از این به بعد دوتایی برید

😅😅😅زندگیم الان بین 2 بیت شعر گیر کرده سعدی میگه:  برخیز و مخور غم جهان گذران ، تا پا میشم  حافظ میگه: بنشین و دمی به شادمانی گذران  فعلا نیم خیز موندم تا تکلیفم تو بیت بعدی روشن بشه😅😅😅

ولی خدایش ب نامزدم هرچی میگفتم ن نمی‌گفت ولی طلا رو از اولش گفت فعلا ندارم گفتم باشه ولی خواهر هاش ب ...

بذار بعد عقد تنهایی برید بخرید 

«حسادت، زنگ خطر نیازهای نادیده‌گرفته‌شده‌ی ماست؛ نه گواه بدی ما، نه گواه بدی طرف مقابل، بلکه نشانی از بخش‌هایی درون ما که هنوز صدای کافی نداشتن

خب اسی باید برا دامادم وسایل اصلاح میخریدی وقتی اون برا شما خریده 

خودتو بزار جای اونا توام بودی توقع داشتی

انگار همین حوالی یک نفر تمام گذشته‌اش را آتش زده، جنگلی را سوزانده که یک درخت را فراموش کند :)!🖤

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792