با پنیر خامه ای خیلی خوبه ولی نباید زیاد بخوری دلتو میزنه
احترام، احترام میاره اگه جوابت رو ندادم به شعور و عقل نداشتت یه نگاهی بنداز👄🩷زندگی سخته ولی خوشحال باش یه پان(پانترک، پانلر، پانکرد، پانعرب، پان بلوچ و خلاصه از این دسته حیوانات) مجازی خر نیستی که دروغ میگه و خودش باور میکنه بقیم خرم فرض میکنه🤡🚮 ننه انواع پان های مجازی( به علاوه خودشون🥱)👌🏼👉🏻 این یه روزه بده نه یک زندگی بد، اینا خیلی باهم فرق دارن❄️✨️گاهی دونفر باید کمی از هم فاصله بگیرن تا بفهمند چقدر نیازمند برگشتن به هم هستند💗
یک عدد عاشقِ نودل هستم😋🍜 اگه تاحالا نودل نخوردی یا بنظرت خوب درست نکردی بگو دستورشو برات بفرستم🤗💙 خانوم سردفتر آینده😍📚 یکی از شانسای زندگیم این بود که شمال به دنیا اومدم🥲🌿 تو زمینه های زبان انگلیسی، ناخنکاری، شمع سازی، سنگ مصنوعی، کیک پزی و معرفی کتاب میتونم راهنماییت کنم🤓💁🏻♀️ تو اگر دغدغه ات مردم شام و یمن است من دلم پیش غریبیست که نامش وطن است🙃 (🦁🔥)
راضی بودن به مشیت الهی آرتور أشی قهرمان تنیس جهان در سال 1983 بود که بر اثر تزریق خون آلوده به ویروس ایدز به این بیماری مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. در جواب نامه طرفدارانش پاسخی داد که پاسخی تاریخی در جهان شد. او پرسیده بود من از این کار خدا در حیرتم که چرا در بین این همه انسان بد، خداوند تو را برای این ویروس انتخاب کرد؟ اشی در پاسخ گفت: در سال 50 هزار کودک در جهان تنیس بازی میکنند. 5 هزار نفر آنها حرفه ای می شوند و 500 نفر برای جام جهانی برگزیده می شوند. و از میان آنها 4 نفر انتخاب شده و به نیمه نهایی میرسند. آن گاه که جام جهانی را با غرور در دستانم گرفته بودم هرگز نگفتم خدایا چرا از بین این همه تنیس باز مرانفر اول جهان برگزیدی؟ و اکنون نیز که در دام بلایش گرفتار شده ام هرگز نخواهم گفت خدایا! چرا مرا به این خون آلوده انتخاب کردی؟ و این مقام مثبت اندیشی و شکر و توکل و رضا به حضرت حق است.
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است