منم یه بار رفتم درمانگاه مریض بودم حالم خوب نبود
یه مرده با زنش اومد قشنگ به اینو اون نگاه میکرد من نشستم تا شوهرم برا داروهامو بگیره
دیدم زوم شده رو من نگو پس شالم افتاده گردنم کلا معلوم ی جور زل زده بود انگار زن لخت دیده بود از اون ورم شوهرم اومد همش میترسیدم شوهرم ببینه دعوا شه...