2777
2789
عنوان

من با این ترومایی که دارم چی کنم

181 بازدید | 17 پست

شمردم دیدم تو زندگیم ۱۰ نفر بمن خیلی بدی کردن در حدی که با هیچی نمیتونم ببخشمشون چون با تموم وجودم اذیتم کردن چه شب ها که نتونستم بخوابم از درد از عصبانیت بخاطر همین هر روز صب که پا میشم‌ لعنت میفرستم‌به روح‌ پدر و مادر این ده نفر و خودشون و زندگیشون قربت ان الله

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم خیلیا اذیتم کردن جوری که زندگیم از هم پاشیده 

اوایل بد نفرین میکردم یبار برا مامانم مشکلی پیش اومد با خدا توافق کردم حال مامانم خوب بشه من حلال کنم اونا رو و

مامانم خوب شد من حلال کردم البته بعضیا رو همه رو نه

ولی یاد گرفتم نفرین نکنم فقط میگم خدا خودت باهاشون تا کن 

منم مثل تو هیچ وقت یادم نمیره چه ها بامن کردن شبا خوابشون و میبینم و اون روزم جهنم میشه برام ولی نفرین نه 

منم چند نفرو نمیتونم هیچوقت ببخشم. یکیش ک مرده اون بدترین کاراتو در حقم کرد و ب بدترین شکل مرد ولی باز هروثت ناراحت میشم عصبی میشم ب اون فحش میدم...

ولی سعی کن روزتو با لنرژی مثبت حس خوب شروع کنی ک ری ده نشه تو کل روزت 

منم چند نفری هستن که نمیتونم حلالشون کنم و حق به خودم میدم بابت همه چیز ... اون زمان اگر جلوشون در نیومدم و حقمو نگرفتم سنم کم بود و بی تجربه بودم 

فکر میکردم  کار درست همونه که انجام دادم پس مشکل از من نبوده،شما هم همینطور 

اگه ناراحتی اگه اذیت شدی و الان کم طاقتی و... به خودت حق بده و خودتو درک کن این خیلی خوبه.

هر وقتم یادت افتاد با خودت بگو اون موقع بهم ضربه زدن و تاثیرشو الانم دارم میبینم اگه الان ادامه بدم چی، آیندمم تحت تاثیر قرار می گیره پس من باید قبول کنم که اون اتفاقا افتاده و دیگه تموم شده 

🎀😶

منم خیلیا اذیتم کردن جوری که زندگیم از هم پاشیده اوایل بد نفرین میکردم یبار برا مامانم مشکلی پیش اوم ...

من اصلا نمیتونم کنار بیام چون با ابروم بازی کردن خیر نبینن واگذار که کردم به خدا 

اما به روح مرده هاشون همیشه لعنت میفرستم تا بلکه بهشون چیزی الهام بشه من به این اعتقاد دارم چون من پسرخالم فوت کرد بعد مرگش فهمیدم پشت من حرفای بدی گفته بوده منم‌نفرینش کردم شبش اومد تو خوابم با حالت پریشون انگار ازم طلب بخشش میخواست حالش بد بود منم حلال کردمش ولی اینارو نمیبخشم هر روز مرده هاشونو لعنت میکنم

منم چند نفری هستن که نمیتونم حلالشون کنم و حق به خودم میدم بابت همه چیز ... اون زمان اگر جلوشون در ن ...

اره میدونم چی میگی منم رسیدم به مرحله پذیرش ولی در حدی که بتونم خودمو اروم کنم لعنت میگم‌چون اون م قع تجربه نداشتم‌چجوری بدخورد کنم و حقمو بگیرم بخاطر همین الان هر روز لعنت میگم

من اصلا نمیتونم کنار بیام چون با ابروم بازی کردن خیر نبینن واگذار که کردم به خدا اما به روح مرده هاش ...

میفهمم درکت میکنم 

خاله منم پشت سر من چه بهتانی که نزده منم حلالش نمیکنم 

ولی میسپارم به خدای بالا سرم خودش جوابشون و بده

اره میدونم چی میگی منم رسیدم به مرحله پذیرش ولی در حدی که بتونم خودمو اروم کنم لعنت میگم‌چون اون م ق ...

اگر نمیتونی خودت و افکارت رو مدیریت کنی خوب با این تروما زندگیتو ادامه بده ...

اما اگر میخوای دست از نفرین و لعنت برداری اما خودت تنهایی نمیتونی  باید بری مشاوره و همچنین روانپزشک و دارو مصرف کنی و کتاب نجات از هزارتو رو بخونی 

اگر نه ک کم کم جسمت هم از دست میدی و هزارم ک بگی تقصیر اوناست اما اختیار زندگیت با خودته و خودت باید برای بهبود وضع خودت تلاش ونی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792