من قبل از اینکه خورده بشم میخورمش خیلی الان مثل سگ میترسه
مثلا آخرین بار داشتیم از کنار مغازه لباس فروشی سر کوچه رد میشدیم یه لحظه دیدم شوهرم داره تو مغازرو نگاه میکنه گفتم عزیزم بعد حول کرد گفت جانم بریم گفتم نه فدات شم رفتیم تو مغاذه گفتم ببین چه زنه خوبیم تو بیشتر نگاه کن منم به کارم بریم حدود سه میلیون خرید کردم اومد گفت زیاد نیست رومو کردم طرف خانمه گفتم والا گناه کردم بیا خوبی کن گفتم از دور نگاه نکنه همین کلمرو گفتم شوهرم گفت باشه باشه بردار بریم