خواهرم یه دختر داره اصلا براش مهم نیست و دوسش نداره هم خودش هم شوهرش اصلا براشون این بچه مهم نیست با هم میرن میگردن میرن مسافرت میرن رستوران بچه رو نمیبرن بچه مریض میشه واسشون مهم نیست کلا اصلا نمیگن بچه داریم یا پیشه منه یا پیشه مادرشوهرش دخترش دیگه خیلی اذیته خدایا بعد من ارزو بچه داشتم بعد ۱۱ سال بچه دادی بهم
بابا اونبار دخترش سوخته بود بعد کرم میخواستم بزنم خجالت میکشید بعد با خواهرم دعوا مفصل کردم که خوب مواظبش نیستی یا چرا خودت نمیزنی واسش که پیشه من خجالت نکشه گفت تو حالا یجور بزن ول کن اعصابم خورد نکن بعد کجا بود؟ با شوهرش رفته بودن پارک یعنی اصلا باورم نمیشه بهشون اونم روحیه دختر که اینقدر حساسه اصلا درک نمیکنه این ضربه روحی میخدره داغون میشه
و منی که بابت بچه دار نشدن چند سالمون الان 2 هفته ای هست جو خونمون خیلی نا آروم و اعصاب من به هم ریخ ...
وای واییییی وای بمیرم میدونم چی کشیدی من ۱۱ سال متلک خوردم ۱۱ سال پیرم در اوردم پندبار ای وی اف و آی یو آی تا یهو خودم باردار شدم ایشالله تو هم مثل من دل شاد بشی