2777
2789
عنوان

پیش مادرشوهرم از مادرم حرف زدم

1051 بازدید | 54 پست

انقدر کسیو ندارم و حال و روزم خرابه از این درد و بی توجهی پیشش‌صحبت کردم بهش گفتم همع رو‌ادم حساب میکنه اِلا من هرچی من بهش میگم براش میشه سیخ اما دیگران میگن میگه دُر و گوهر،هیچوقت منو دوست نداشت و باهام خوب رفتار نکرد،بچع بودم تا حرصی میشد میومد منو کتک میزد گردنبند طلامو از گردنم در می‌آورد م گوشواره هامو در میاورد میگیرفت

اشتباه

من عاشقِ؛ کانروس کثیف ، زرشک پلو ، لاک های تیره ، ریاضی ، شوری نمک ، لباس های نخی ، ابر ها ، تاریخ ، گوشواره های اویزون ، فلسفه و منطق ، مژه های بلند ، ادبیات ، چای ، اسمون و هر چیزی که به اسمون مربوطِ ، زبان های مرده ، کتاب های مقدسِ ادیان وَ وسواس هستم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کاش نمی کردی بعدا چناق میشه تو سرت طبق تجربه ها

تو فضای مجازی خیلی سو تفاهم ایجاد میشه و هر کسی با لحن خودش نظر میده و دیگری با لحن خودش نظر رو میخونه و سلیقه ها و فرهنگها فرسخ ها متفاوته اگه سوتفاهمی پیش اومده و امد همدیگه رو ببخشیم . 

من مادرشوهر شمارو نمیشناسم ولی خب یک‌چیزایی بازگو نشه بهتره هروقت خیلیییی دلت گرفت احساس کردی داری وسوسه میشی چیزایی رو که لازم نیست به کسی بگی بنویس رو کاغذ بعد هم‌پاره کن بریز دور 

2790
2778
2791
2779
2792