خدایا از نگرانی دارم بالا میارم دیگه هرچی زنگش میزنم جوابمو نمیده اخرش مامانم کار خودشو کرد مامان من زندگی کردن باهاش روان برات نمیزاره من ازدواج کردم اما هنوز ک هنوزه تحت درمان روانشناسم بخاطر کارای مامانم خواهرمم همینطور
اون قرصم مصرف میکرد.خواهرم ۲۳ سالشه شاغله روزی تقریبا هفت هشت بار بهش زنگ میزنه کجایی ؟در این حد بگم وفتی میخواد بره دم یه مغازه خواهرم مامانممیگه گوشیتو کجا میبری نکنه میخوای بری قرار بزاری بدون گوشی برو خواهرم چند روز پیش گفته بود پول جمع میکنم میرم مامانم گفت جا برا خرابیات میخوای برو درست کن.
گوشت تن خواهر برادرمو اب کرده اون روز داداشم میگفت اجی خودکشی با قرص برنج درد داره ۱۵ سالشه دنیا رو سرم خراب شد تو خونه ما نفس کشیدن معنایی نداره