2777
2789

خانوما 

من خواهر شوهرم خونه مادر شوهرم ایناست 

منم بهش گفتم شاید منم بیام 

هم سن همیم 

بد ماد. شوهرم زنگ زد الکی گفت شام بیا اینجا 

نگفت که اون اونجاست 

منم گفتم فلانی اونجاست گفت آره 

گفتم باشه میام 

بعد مادر شوهرم خیلی ناراحت شد با ناراحتی قطع کرد 

خیلی از مهمون بدش میاد باورتون میشه خواهر بزرگه دختر بزرگه اما یه نفر هم عید دیدنی نرفت اونجا چون میدونن از مهمون بدش میاد اصلأ کسیو دعوت نمیکنه 

مثلاً یهو خواهر خودش که مجرده اومده بود شام اونجا با باباش و اونیکی داداش مجردش 

بعد فرداش به من تعریف میکرد می‌گفت خسته شدم حسابی 

غذا هم کباب سفارش داده بود و برنج دم کرده بود با سالاد کاهو 

یا یه سری ناهار فقط خواهر شوهرش بود 

باز کباب سفارش دادع بود و برنج دم کرده بود و سالاد کاهو رو درشت درشت درست کرده بود می‌گفت دست تنها بودم نتونستم( یعنی تو چرا نیومدی کمکم)

چرا اینجوریه 

نکنه من و شوهرم هم میریم پشت غر میزنه میگه چرا میاد 

چون بارها شده خواهر برادرش خواستن بیان جلوی من غر زده

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نرو خونش ولش کن منم حوصله مهمون ندارم ولی دیگه اینجوری هم نیستم که کسی بیاد از بیرون سفارش بدم به خا ...

خیلی خندم اومد بخاطر به سالاد اونطوری می‌کرد بخدا من دو سال پیش تازه عروس بودم منی که به جز خوردن کاری نمیکردم رفتم خونه خودم بعد عیدی آوردنی بیست و دو نفر مهمون داشتم خودم مرغ درست کردم بعدش سالاد ماکارونی و سالاد کاهو بعدش ژله و ماست خیار

اینجوری نکردم اصلا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792