ساعت یازده شب کارم تمام شد
عکاس عروسیم
بعد اسنپ گرفتم
وسط راه تو بلوار تاریک و خلوت ایستاد
جائیکه مثل اتوبان ماشینا تند حرکت میکنن و تاریک
اگه تو شهر می ایستاد نمیترسیدم
گفت تسمه ماشینم پاره شده
نمیشه حرکت کنم باید خنک بشه
میتونم حرکت کنم ولی کوتاه کوتاه که داغ نکنه
ده دقیقه ایستاد
منم از ترس داشتم سکته میکردم
نمیدونستم راست میگه یا نقشه کشیده
داشتم فک میکردم الان حتما منتظر هم دستش هشت
بعد یه موتور ایستاد بش گفت کمک میخوای گفت نه
موتوره که اومد گفتم تمام شد کارم ساخته
.
بعد اومد گفت یه اسنپ دیگه بگیرید
منم سریع گرفتم
خیلی ترسیدم بیشعور میتونست یخ جای شلوغ وایسه
نمیگه یه دختر تنها میترسه
چون ماشینش میتونست حرکت کنه خودش نخواست
ماشینش تندر 90 بود صندلی هاشم پلاستیک داشتن
نمیدونن شکایتش کنم یا نه
خیلیییی ترسیدم
.