یکی از فامیل هامون مشکل داره دکتر ها گفتن تو بچه دار نمیشه شوهرش میخواست طلاق بگیره اینا همه کار هاشون انجام دادن لحظه آخر آخر که میخواستن کار تمام شه منصرف میشن مادر دختر از دورغ گفته لحظه آخر فهمیدم دخترم باردار شوهرش ناراحت شده فکر کرده با احمقم اینکار داره رمان میگه هنوز داره به دورغش ادامه میده امروز به مامانم زنگ زده دخترم حالش بده 😑😑