عزیزم من یکی از دوستام تعریف میکردش که اصلاً حالش خوب نبود صبحا با تپش قلب و استرس از خواب بیدار میشده اصلاً حالش خوب نبوده همیشه احساس میکرده که میخواد یه اتفاق بدی بیفته میگفت ی روز یه دفتری برداشته و شروع کرده به شکرگزاری کردن خدایا شکرت که حالم خوبه آرامش دارم سلامتم میگفت که فرداش بد چندین سال ی خواب راحت بدون هیچ استرس داشتم دیگه خبری از تپش قلب نبودش الان شکر خدا سه ساله که حالش خیلی خوبه البته هنوزم داره شکرگزاری رو انجام میده خیلی چیزا از طریق این شکر گزاری بدست آورده رابطش با همسرش و خیلی چیزای دیگه شما هم انجام بده امیدوارم برای شماام تاثیرگذار باشه