اقا یکی دو ساعت بعد دیدیم زنگ زدنو اومدن منم خیلی شیکو پیک کرده بودمو اصلا یه پرنسسسسس تصور کرده بودم زنداداش جونو😐😐 این اومد تو من قیافم پوکر شد
چهره دست خداس ها ولی خب مهم بود حداقل واس من..
یه هیکل تپل مپل (چاق)سفید موهای کم پشت اصلا یه وضعیییی بخدا هیچ چیز زیبایی تو صورتش نداشت
با قیافه وا رفته خوش امد گفتیمو نشستیم حرف زدن عروسم تنها اورده بودن ینی هیچکس باهاش نبود!!!
من هی مامانمو سین جین میکردم که چطوری باباش اجازه داد به این زودی اومدین حل شد چرا تنها؟ مامانم میگف اقاجون اجازشو گرف! ماام ساده باور کردیم
بچها یه زبونی داشت این دختره ک مارو از لونه میکشید بیرون